سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
80
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
جنگى تدارك شده بود و توپها شليك ميكردند و از هر دو طرف عدهء بسيارى تلف شده بود ؛ اما چون شهر تته در جزيره واقع است گلولههاى توپ كه از طرف مقابل افكنده مىشد به شهر كارى نمىكرد و فتح آن ممكن نميشد . عاقبت ما ميانجيگرى كرديم كه مير عيسى خواندن خطبه آدينه و نقاره زدن به نام همايون شاه را قطع كند و مثل سابق تابع حسن ميرزا باشد . مير عيسى اين ميانجيگرى را پذيرفت و پسر خود مير صالح را با پيشكش و هدايا به حضور حسن ميرزا روانه داشت . حسن ميرزا هم او را پذيرفت . از خزانهاى كه مير عيسى صاحب شده و ميان لشكر پخش كرده بود هرچه باقى بود به پسر مير عيسى بخشيد . حكومت آن ولايت را هم به خود مير عيسى واگذاشت و به وزيرش منلايارى دستور داد كه فرمان و عهدنامهاى براى مير عيسى نوشت و بوسيلهء پيشكار خود نقارهاى براى او فرستاد كه نشان حكومت بود . بعلاوه ده تن از كسان و منسوبان مير عيسى از جمله ارغوان و ترخان را كه در حبس بودند آزاد ساخت و به هر يك خلعتى فاخر بخشيد . مير عيسى نيز همسر حسن ميرزا بنام حاجى بيگوم را كه گرفته بود پس فرستاد . در اوايل ماه جمادى الاول سلطان محمود كه از راه خشكى مىآمد و شاه حسن ميرزا كه با كشتى از راه رود مىآمد به هم پيوستند و حاجى بيگوم نيز به آنها پيوست اما ده روز بعد حسن ميرزا وفات يافت و شايع شد كه خاتون او را زهر داده است .